ســـــــــــــــــلام دوستای خوبم دارم ازدواج میکنم با عشـــــقم...
باورتون نمیشـــه؟!
کی گفته عاشقا بهم نمیرسن؟
بلاخره راضی شد ...!
دیشب تو دلم قول و قرارشم گذاشتم قرار شد یه مراسم بگیریم تو دنیا تک باشه ،میخوام به عشقش ســـفیدپوش باشم! اون تو لباس عروس من تو کفن! بهترین ماشین و گل بزنیم اون تو ماشــین عــروس من تو نعش کش
اون عاشق گل رزه سفیده ! واسه من گلایل باشه لطفا!
بهترین دوستامونو دعوت میکنیم اون فرندا و هم بازیا و هم کلاسیاش منم بیکسیو تنهاییو دردامو !
بهترین وسایل پذیرایی رو بدم اون لواشکو شکلات منم خرما و..
بهترین مکانو میگیریم اون باغ و تالار و منم بهشت زهرا..
بهترین اورکست میاریم اون دی جیو منم استاد عبدالباسط...
آخوند اون خطبه عقدشو میخونه آخوند منم خطبه نماز میت
مادرش میخنده و مادرم...
اون خوشبخته و اینبار من خوشبخت تر !
چون خنده رو لباشه و به یکی حس داره بلاخره به آرزوم رسیدم بوسه ی عشق و میزنیم اون به یارشو من به خاک !
ومن بلند داد میزنم عشقم عاشقتم خدانگه دارت باشه!
و چشــــــــمامونو میبندیم اون به روی منو من به روی دنیـــــا...



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 8:55 | نویسنده : میلاد |
روزی پیغمبر خدا حضرت محمد(ص) از یه قبرستانی داشت عبور،،، میکرد یه وقت دید از داخلو یکی از قبرها صدای نعره ای میامد امد بالای سر قبر پاش رو محکم زد رو زمین و فرمودند:ای بنده ی خدا پاشو وایسا.
قبر شکافته شد یه جوانی از تو قبر اومد بیرون
از تمام بدن این جوان آتش میزد بیرون،
رسول خدا فرمودند:ای جوان تواز امت کدام پیامبری که اینقدر عذاب میکشی؟
عرض کرد یا رسوالله از امت شما
پیامبر خیلی دلش به حال جوان سوخت
پیامبر فرمود:تارک الصلات بودی؟
جوان گفت:نه یارسولله من پنج وعده نمازم رو به شما اقتدا میکردم
پیامبر:روزه نگرفتی؟
جوان: یارسولله نه فقط رمضان بلکه رجب و شعبان و رمضان رو هم روزه میگرفتم.
پیامبر فرمودند:ای جوان حج نرفتی؟
گفت:مستطیع نشدم
پیامبر فرمود:جهاد نکردی؟
جوان گفت:چرا جانباز یکی از جنگ ها هستم
پیامبر اکرم سرشو بالا گرفت و فرمود:خدایا من نمیتونم عذاب کشیدن امتم را ببینم به من بگو این جوان چرا ایقدر عذاب میکشه،،،؟
خطاب رسید یا رسوالله حقت سلام میرساند و میفرماید این جوان آق مادر شده تا مادرش رضایت نده عذاب همینه.
پیامبر به سلمان، ابوذر و مقداد مفرماید برید مادر این جوان رو پیدا کنید.
رفتند مادرشو پیدا کردند.یه پیرزن ضعیف و رنجور ومریض احوال بودند.
رسول خدا باز امر کرد قبر شکافته شد جوان از قبر امد بیرون.
پیامبر فرمودند:مادر ببین پسرت چطور داره عذاب میکشه.بیا از سر تقصیر پسرت بگذر و حلالش کن.
مادر جوان:سرشو بالا گرفت و گفت:ای خدا اگر حق مادری بر گردن این پسر دارم لحظه ب لحظه عذاب پسرمو زیاد کن و کم نکن!!!
تمام بدن این جوان آتش گرفت
رسول خدا فرمودند:آخه زن این بچه مگه در حق تو چه بدی کرده ک تو لحظه ب لحظه داری نفرینش میکنی؟
عرض کرد یا رسولله من با زنش یه روز تو خونه مشاجره کردم، دعوامون شد،از راه رسید از من نپرسید همینجوری منو هل داد تو تنور آتش سینه ام سوخت،موهام سوخت، قسمتی از بدنم سوخت، زن ها منو از تو آتش کشیدن بیرون لباسهام رو عوض کردند.
همون سینه سوختمو دردست گرفتم در حق پسرم نفرین کردم سه روز بعد مرد.
رسول خدا فرمودند:ای زن میدونی که من پیغمبر رحمتم به خاطر من بیا از تقصیر جوانت بگذر.
سرشو بالا گرفت و گفت:ای خدا به حق این پیغمیر رحمتت قسم میدهم ک لحظه ب لحظه عذابو ب پسرم زیاد کن ک کم نکن!!!
رسول خدا به سلمان فرمودند:سلمان برو به فاطمه ام بگو تنها نه علی هم بیاره، حسن و حسین رو هم بیاره.
سلمان رفت درخانه به فاطمه(س) گفت:پیامبر پیغام داده سریع بیایید.
مادر ما زهرا(س) آمد، علی(ع) ،حسن(ع) و حسین(ع) هم اومدند.
اول مادر ما حضرت زهرا(س) رفت جلو فرمودند:ای زن میدانی من فاطمه حبیبه ی خدا هستم
گفت:آره
فرمود:ای زن به خاطر من فاطمه بیا از سر تقصیر جوانت بگذر.
زن سرشو گرفت بالا صدا زد:خدایا به حق حبیبه ات فاطمه قسم میدهم لحظه ب لحظه عذاب پسرمو زیاد کن و کم نکن.
دوباره آتش از بدن جوان زد بیرون.
این بار امیرالمومنین علی(ع) رفت جلو و فرمودند:ای زن به خاطر من بیا از سر تقصیر پسرت بگذر.
زن گفت:خدایا به حق علی(ع) قسم میدم لحظه ب لحظه عذاب پسرم را زیاد کن..........
نوبت رسید به اقامون امام حسن(ع).اومد جلو وفرمودند:ای زن بخاطر من بیا از سر تقصیر پسرت بگذر.
زن گفت:خدایا به این غریب مظلوم تورو قسم میدم لحظه به لحظه عذاب پسرمو زیاد کن و کم نکن.
نوبت رسید به آقای ما حسین(ع)
اومد مقابل این زن ایستاد،ایشان خردسال بود چون دامن زن رو گرفته بود و سرشو گرفته بود بالا و فرمودند:ای زن به خاطر من بیا از سر تقصیر جوانت بگذر.
زن سرشو گرفت بالا یهو دیدند رنگ از رخسار این زن پرید به دست وپای حسین(ع) افتاد و عرض کرد:خدایا پسرمو به حسین بخشیده ام.
پیغمبر خدا(ص)فرمودند: که ای زن چی شد؟ من،فاطمه ،علی،حسن خواستیم قبول نکردی چی شد که حسین؟
عرض کرد:یا رسوالله سرمو گرفتم بالا در حق جوانم نفرین بکنم دیدم فرشتگان در آسمان میگن ای زن مبادا دل حسین رو بشکنی،،،،،



تاريخ : دوشنبه یکم دی ۱۳۹۳ | 22:14 | نویسنده : میلاد |

یعنی کـــــــی میشـــــــه...
یه روز تو آغوش تـــــــو بیدار بشم...♥
بعد خوابالو نگات کنم ببینم...♥
دراز کشیدی داری منو نگاه میکنی...♥
اولش باورم نشه...♥
فکر کنم هنوز خوابم...♥
هی چشمامو بمالمو باز و بسته کنم...♥
بعد ببینم داری بهم لبخند میزنی...♥
بعد بگی :♥
صبح بخیر زندگیه من ...♥
دیدی آخر سر مال خودم شدی...♥
منم محکم بغلت کنم و بگم...♥
عاشـــقتم دیوونه ...♥ ...♥ ♥


تاريخ : دوشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۳ | 22:16 | نویسنده : میلاد |
 

سلاااااااااااااااااااااااااااااااام یه هممممممممه 30اردیبهشت تولد عشقمه تولد بهتریییییییین هسر دنیا

 کارت پستال درخواستی طراحان

پس همگی دست جیغ هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

تولدشو از ته قلبم بهش تبریک میگم میگم تا اخر عمرم باهاتم میلاد جونم

 

با من باشی دوست دارم

 

تنها باشی دوست دارم

 

امروز روز میلادته

 

هرجا باشی دوست دارم

 

تولدت مبارک عزیز تر از جانم

 

 

عکس عاشقانه جدید

 

خووووب حالا کییییییییک

 

 

 

 

حالا کادوهارا بیارین میلادم هدیه خیییییییییلی دوست داره

 

 

 

 اینم شام تولد میلادددددددم

 
 
 


تاريخ : سه شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۳ | 13:24 | نویسنده : bahar |

چه حس بدیست تو را مقابل قلبت قرار دهند و محاکمه ات کنند

و چقدر بد است به قلبت زل بزنی و بگویی شرمندتم مرا ببخش


تاريخ : دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 18:56 | نویسنده : میلاد |

خــٌــدایــــــا !!

آغوشـَــت را اِمشب به من میدَهـــــی ؟

برای گفتن !

چیــــزی نـَــدارم ..امـــا برای شنفتن ِ حرفهـــــای تو ؛

گوش بسیــــــار . . .

می شـَــود من بغـــض کنــَــم ؟

تو بگـــویی :

مگر خدایت نباشــَــد که تو اینگــــونــه بغض کنــــی . . . ؟

می شود مـَــن بگویـــَــم “خـدایـــــا”

تو بگـــویی :جان ِ دلـــم . . . !

می شـــود بیـــایی ؟

تمنــــا میکنـــَـم


تاريخ : جمعه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 23:42 | نویسنده : میلاد |

لعنت به زمونه ای که مرد بودن درد داره و نامرد بودن کیف ...
لعنت به زمونه ای که خوبی کردن تاوان داره و بدی کردن احترام ...
لعنت به زمونه ای که پاک بودن تنهایی میاره اما خیانت کردن کلاس ...
لعنت به زمونه ای که حرف،حرف میاره،پول،پول میاره،اما محبت،خیانت میاره ...
لعنت به زمونه ای که تا وقتی براشون صرف داشته باشی تودلشون جاداری ...


تاريخ : سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 11:40 | نویسنده : میلاد |
آهنگ سامی بیگی ویژه امتحانات:
با ریتم بخون

امتحﺎﻧﺎﻣﻮﻥ ... ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻪ...
ﻧﮕﺎﻫﺎﻣﻮﻥ ... ﺭﻭﯼ ﺑﺮﮔﻪ...
تﻨﺖ ﺑﯿﺪﻩ .... ﻣﯿﻠﺮﺯﻩ...
ﻫﻤﻮﻥ ﺣﺴﯽ ... ﮎ ﻣﯿﺨﻮﺍﻣﺶ...
ﺗﻮﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ... ﻭﺍﺳﻪ ﺩﺭﺳﺎﻡ...
ﺟﺰ ﮔﺎﻡ ﺏ ﮔﺎﻡ ... ﭘﻨﺎﻫﯽ ﻧﯿﺴﺖ...
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﯽ ... ﮎ ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻡ...
ﺟﺰﺷﻬﺮﯾﻮﺭ ... ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺎﻫﯽ ﻧﯿﺴﺖ...
ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ ﮎ ... ﺩﺭﺱ ﺍﻧﺒﺎﺭﻩ...
ﻧﻔﺲ ﺗﻮ ﺳﯿﻨﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ...
ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﻪ ... ﻧﻤﺮﻩ ﻣﯿﮑﻮﺑﻪ...
ﻣﻦ ﯾﻪ ﺧﺮﺧﻮﻧﻢ...
ﻭﻗﺘﺸﻪ ﺁﺩﻡ ﺷﻢ...
ﺗو ﺗﻪ ﺧﻨﮕﯽ ... ﻣﻨﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻨﮓ ﺷﻢ...
ﺧﻮﺩﻣﻮ ﮐﺸﺘﻢ ...ﺷﺎﮔﺮﺩ ﻣﻤﺘﺎﺯ ﺷﻢ...
ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﻢ،ﻓﻘﻂ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺎﺱ شم...



تاريخ : دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 20:51 | نویسنده : میلاد |
روز مرد به عشق خودمو هم به پدر جونم تبریک میگم

وقتی میخندی

وقتی سربه سرم میزاری
وقتی بد نگام میکنی
وقتی سکوت میکنی
وقتی حرف میزنی جدی جدی بعدش میزنی زیر خنده
همه این وقتا فقط عاشقونه عاشقونه دوستت دارم

همه ی زندگیم روز مرد مبارک




تاريخ : چهارشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 17:33 | نویسنده : bahar |
زندگی رو دوستدارم عاشق زندگیمم
چرا که تورو دارم
ای امید شیرین ای خواستنیترین ارزوم
هر روز شکر خدارو که چشام اروم به
صورتت ماهت بیدار میشه
شکر که هستی
شکر که دوستت دارم
شکر که دارمت
شکر خدااااااااااا


تاريخ : چهارشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 21:29 | نویسنده : میلاد |
دلم شکسته ، دلم را نمی خری آقا ؟

مرا به صحن بهشتت نمی بری آقا ؟

اگر چه غرق گناهم ولی خبر دارم

تو آبروی کسی را نمی بری آقا ...



تاريخ : یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۳ | 14:30 | نویسنده : میلاد |
ﺳﻼﻡ ﻋﺸﻘﻢ ﺧﻮﺑﯽ؟
ﻣﺮﺳﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﺩﯾﺪﻧﻢ ... ﻋﺸﻘﻢ ﻗﻮﻝ ﺑﺪﻩ ﺯﻭﺩ ﺑﻪ ﺯﻭﺩ ﺑﯿﺎﯼ
ﺩﯾﺪﻧﻢ ﺑﺎﺷﻪ ؟؟
ﻭﺍﯾﺴﺎ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﭼﺮﺍ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﺧﯿﺴﻪ . ﺩﺍﺭﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟؟
ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﮔﺮﯾﺖ ﺭﻭ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ .. ﻋﺸﻘﻢ ﻧﮑﻨﻪ
ﺩﻟﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﻧﻪ ؟؟ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻣﻨﻢ ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻨﮓ
ﺷﺪﻩ .. ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺑﺲ ﮐﻦ ﺩﯾﮕﻪ .. ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﮐﻢ ﻣﺤﻠﯽ
ﻫﺎﺕ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺑﺪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﻫﺎﺕ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺑﯽ ﻣﺮﺍﻣﯽ ﻫﺎﺕ ﺩﺍﺭﯼ
ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﻦ ﻣﻦ ﻗﺒﻞ ﻣﺮﮔﻢ ﺑﺨﺸﯿﺪﻣﺖ ﻭﻟﯽ ﻫﺮﭼﯽ ﺯﻧﮓ
ﺯﺩﻡ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻢ ﺗﻮ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﻤﯿﺪﺍﺩﯼ ﻭ ﮔﻮﺷﯿﺖ ﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯼ ..
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮﻡ ﻗﺸﻨﮕﻪ ؟ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﻭ ﺑﮑﺶ ﺭﻭ ﺳﻨﮕﻪ ﻗﺒﺮﻡ ﺗﺎ ﺁﺭﻭﻡ
ﺷﻢ ..



تاريخ : یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۳ | 14:29 | نویسنده : میلاد |

روز مادر و روز زن را به همه مامانای دنیااااااااااااااااااااااااااا تبریک میگم هم مامان خودم هم مامان عشقم


روزتون مباررررررررررررررررک




تاريخ : یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۳ | 11:36 | نویسنده : bahar |
غمگین ترین روز زندگی ما ادما روزیست ک احساس کنیم با ارزش ترین موجود زندگیمون میخواد ب نبودمون عادت کنه
خدا اون روز رو واسه هیچکی نیار



تاريخ : شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۳ | 22:8 | نویسنده : میلاد |
خلاصه.... داشتم میگفتم



تاريخ : شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۳ | 15:43 | نویسنده : میلاد |

اینو برای یکی که مهندسه کامپیوتره و خیلی دوستش دارم من نوشتم

ای خدا hard  دلم فرمت  مکن                  فـیلد مـا را خالی از برکت مـکن

آپشن  غـم را خـدایا on  مـکـن               فایل  اشکم را خدایا run مکن
delete کـن شاخه هـای غصه را              سـردی و افـسـردگـی را، هـر سـه را
jumper شـادی بیا تا set کنیم              سیستم انـدوه را reset کنیم
نـام تـو password درهـای بهشت            آدرس e-mail سایت سرنوشت
ای خــدا روز ازل code داشــتـی            موس بود اما مگر pad داشتی
که چـنیـن طـرح تــری دی  مــی زدی     طرح خود بر روی CD می زدی
تـا نـیفـتد bug در انـدیشـه مــان              تـا کـه ویـروسـی نگـردد ریشـه مـان
ای خــدا از بـهــر مــا ایـمـن فـرسـت        بهـر دلـهای پـر آتـش fan فرست
ای خــدا حــرف دلـــم بـا کـی زنــم help           می خـواهم که F1 می زنم



تاريخ : جمعه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۳ | 11:42 | نویسنده : میلاد |
اشک...



تاريخ : دوشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۳ | 15:59 | نویسنده : میلاد |

سال نو بر همه مردم ایران به خصوص 
عزیزه دله من پارمیس جون تبریک میگم

اینم قدیم به پارمیس جونم دوستت دارم عزیزم



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۲ | 11:47 | نویسنده : bahar |



تاريخ : یکشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۲ | 19:54 | نویسنده : bahar |



تاريخ : پنجشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۲ | 16:10 | نویسنده : bahar |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.